شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرماید

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دیده در طلبت واجبست گردیدنسرشک را بهمه جانبی دوانیدن
۲
در جواب آن
۳
ببر چو معجر روسی گرفت لرزیدنعمامه خواست زعشقش بسر بگردیدن
۴
بپوستین تن لرزان مابدی در یابزما بود همه لخشیدن از تو بخشیدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth