شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکاره

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشست جامه بریدن برون زاندازهبرآمدن زقدک پاره کردن آوازه
۲
چه دلکشست بدامن سجیف و گنج درستچه طرفه است بدان چاک جامه شیرازه
۳
بترک طاقیه گفتم که برگ گل ماندخیال گفت نگفتی سخن باندازه
۴
چو تن بشوئی و بیرون خرامی از حمامزرخت نو شودت در زمان روان تازه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth