خلوتی با نظام قاری
شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکاره
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجیبر اطلس و الباغت چرخ آمده نساجی
۲
مانند فراویزم تا چند زخود رانیای با فرجی تو صد صوف به قیغاجی
۳
سلطان همه رختی دستار طلادوزستکش از علم ترکست هم تختی و هم تاجی
۴
در کوچه درزارتیر بارد زره سوزناز قب زرهی سازم وز ور بدن آماجی
صفحهٔ ۱ از ۲