شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب استبرخیز که هنگام می و گاه شراب است
۲
تا باده ننوشی نرود خوابت از سرمی دفع خمار آمد و می داروی خواب است
۳
آن جام نه جام است که آبی است فسردهوان باده نه باده است که یاقوت مذاب است
۴
آن لعل نه لعل است که آن چشم خروس استوان زلف نه زلف است که آن پر غراب است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth