شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هردم بشارت‌های دل از هاتف جان می‌رسدهرکس که از جان بگذرد آخر به جانان می‌رسد
۲
یک دم میاسا روز و شب مردی بجو دردی طلبچو جان ز درد آمد به لب ناگاه درمان می‌رسد
۳
ره گرد راز آید ترا شیب و فراز آید تراچون ترک تاز آید ترا آخر به پایان می‌رسد
۴
این خانه چون ویران شود، معمور و آبادان شوداین سر چو بی‌سامان شود، ناگه به سامان می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth