شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجلشاید که نام خود بنهد حضرت اجل
۲
بر دست خواجگی بنشسته که ناگهانمرگش ز در درآید و گوید که العجل
۳
گفت آن ستوده شاه، که دنیا پرست مردچون پیر شد، جوان شودش حرص با امل
۴
نیکو سرود ای بفدای سخنش جانچون بی ثمر درخت بود علم بی عمل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth