شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان دیوانه و بیهوش و مستمکه از مستی نمیدانم که هستم
۲
تو پیمودی قدح عذرم درست استاگر می خوردم و ساغر شکستم
۳
چو موج افتان و خیزان میروم مستولی بحرم اگر در خود نشستم
۴
چو گردم گرد صحرا، لیک اگر بادنشیند از سرم، چون خاک پستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth