خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب که منم با تو در اینخانه خالیکس جز من و تو نیست در این کوی و حوالی
۲
عمریست که من با تو بتا فرصت اینحالمیجستم و یک امشبه فرصت شده حالی
۳
از دست تو نوش است و خوش و خوب و گواراگر می همه دردیست و گر کاسه سفالی
۴
سیلی خورد از بادزن ار عود بسوزدگر دم زند آنجا نفس باد شمالی
صفحهٔ ۱ از ۲