شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده دل بر گشادم همچو ماه و آفتابتا بدیدم روز و شب درجان وصال آفتاب
۲
پرتوی بخشید جان را آفتاب روی دوستتا بچشم او بدیدیمش نه بیداری نه خواب
۳
ز آتش و باد سبکرو برگذشتم تا بعرشدر نور دیدم بیکره منزل آب و تراب
۴
عرش اعظم را بروی آب دیدم نور محضعرش در آب دو چشم ماست مانند حباب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth