خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر رخ میان قطره دریا وجود ما استفرقی مکن که قطره ز دریا کجا جدا است
۲
هستی یکی است هر چه جز او نیستی بودزانرو که اعتبار تعین همه بپا است
۳
آن مه لقا چو مردم چشم است دیده رامانند آفتاب که او عین ذره ها است
۴
ذات و صفات نقطه واحد بود بدانوان نقطه هم ز سرعت خود دایره نماست
صفحهٔ ۱ از ۲