خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز رخ یار آتشی سوزنده باشد کی در آبماهیان را کرد بریان عکس روی وی درآب
۲
در دل وچشم من از یاد میان وقد اوکرده موئی جا در آتش رسته گوئی نی در آب
۳
در دهانم آب شد لعل لب دلبر بلیآب می گردد چکد گر قطره ای از می در آب
۴
جان سپارم یکدم ار اشک از سر من نگذردهمچو آن ماهی که دارد خویشتن را هِی در آب
صفحهٔ ۱ از ۲