خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باشد دلم ز روی روی جناب دوستآشفته تر ز طره پرپیچ وتاب دوست
۲
دادیم نقد هستی خود را که داشتیماما نرفته هیچ به خرج حساب دوست
۳
غیر از طریق جور و رسوم ستمگریکاتب نکرده ثبت مگر درکتاب دوست
۴
دیدیم دوست را دل مشکل پسند داشتای دل چه کرده ای که شدی انتخاب دوست
صفحهٔ ۱ از ۳