شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذکری که تا سحر دوش صوفی به های وهو گفتمن می شنیدم امشب می از دل سبوگفت
۲
گفتم بهشت روزی خواهد شد ازچه طاعتشیخی بگفت روزه مستی به حسن خو گفت
۳
عنبر ز بوی مویت بنگر شده نصیریکافتاده زیر زلفت گوید هر آنچه اوگفت
۴
گفتا دلم به زلفت کاشفته ای چرا گفتاز همنشینی توگفت وعجب نکوگفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth