شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش از برما یار نهان گشت وبری بوددل بردن و پنهان شدن آئین پری بود
۲
دیدیم به صید دل ما هست چو شهبازشوخی که به هنگام روش کبک دری بود
۳
می شدکه شبیهش به رخ یار نمائیمبر روی مه ار زلف چومشک تتری بود
۴
ز اعجاز زد ار پیش لب دلبر ما دمعیسی مکنش عیب که از بی پدری بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth