شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن زمان که تو را شیوه دلبری گردیدقسم به جان تودل از برم بری گردید
۲
مگر به قد تودل داشت الفتی زازلکه همچو قدتوشکلش صنوبری گردید
۳
چه حکمت است که هر کس بدید چشم توراز دردعشق تو بیمار بستری گردید
۴
اگر که زلف تو داود نیست پس از چیستکه شغل اوگه و بیگه زره گری گردید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth