خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواست از دولب او یک بوسزیر لب خنده زد و گفت افسوس
۲
ای بسا جان که رودبر کف دستمی کنی جانی اگر قیمت بوس
۳
ای سیه زلف توچون پر غرابوی لب سرخ توچون چشم خروس
۴
هست پیدا ونهان عشق رختدل دلم شعله صفت در فانوس
صفحهٔ ۱ از ۲