شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برآنند خلقی که من می پرستمنه از می من از چشم مست تو مستم
۲
تو آن عهدو پیمان خود را شکستیمن آن عهدخودرا کجا کی شکستم
۳
نه هرکس دهدباده من باده نوشمتوگر می فروشی کنی می پرستم
۴
برم رونق از مشک تاتار وتبتاگر تاری از زلفت افتد به دستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth