شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغان که یار ندارد به ما سر یاریمگر کندمددی فضل حضرت باری
۲
سفیدگشت مرا موی در سیه بختیامان ز گردش گردون و چرخ ز نگاری
۳
از آن زمان که ز من گشته یار من بیزارز زندگی دل و جانم گرفته بیزاری
۴
به روز وشب نبود مونسم به جز افغانبه سال ومه نشودهمدمم مگر زاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth