خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲ - در شرح احوال خود حضرت والا میرزا جعفر خان حقایق نگار رامخاطب کرده گوید
ترجیعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز بسکه پریشان و بی قرار بودروا بود که بگوئیش زلف یار بود
۲
مرا غمی که به دل باشد از جفای فلکنه یک نه ده نه صد افزون تر از هزار بود
۳
بود زدهر چنان تلخ کامیم حاصلکه انگبین به مذاقم چوکوکنار بود
۴
زغم رخم شده زرد وز گریه چشمم سرخگمان برن خلایق که از خمار بود
صفحهٔ ۱ از ۲۷