خلوتی با بلند اقبال
بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او را
بخش دوم - داستان گل و بلبل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز گل بلبل این بی وفائی چو دیدبرفت از بر گل به کنجی خزید
۲
کشید ازجگر ناله های حزینکه بیچاره عاشق بود کارش این
۳
ز آه وفغان آتشی برفروختکه از شعله اش سنگ را دل بسوخت
۴
بیفتاد چون ماهی دور از آببه حالش دل مرغها شد کباب
صفحهٔ ۱ از ۳