خلوتی با بلند اقبال
بخش ۳۴ - رفتن گل از باغ واندوه ریاحین
بخش دوم - داستان گل و بلبل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گل رفت از باغ گل های باغبه دلها نهادند چون لاله داغ
۲
ز غم سنبل افتاد درپیچ وتاببرفت از رخش رنگ وازچشمش آب
۳
بشد نرگس از دردبیمارتردر آزار بدشد در آزار تر
۴
بنفشته به بر جامه نیلی نمودسیه چهر خود را ز سیلی نمود
صفحهٔ ۱ از ۳