شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

بخش ۱۸ - فی التنبیه

بخش سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون رفت از شهر موشی به دشتبرای تفرج پی سیر و گشت
۲
به صحرا به سوراخ موشی رسیددر آنجا یکی موش دشتی بدید
۳
چو همجنس بودند وهم کیش همبه شادی نشستند در پیش هم
۴
بدوموش دشتی بگفتا ز چیستکه هیچ آب و رنگت به رخسار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth