شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

بخش ۲۳ - حکایت

بخش سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم که شیخی به بغداد بودزمستان به راهی گذر مینمود
۲
به کنجی یکی بچه گربه دیدکه لرزد ز سرما چواز باد بید
۳
دل شیخ بر حال اوسخت سوختز رحمت به بالای اورخت دوخت
۴
بشد خم گرفت از زمین گربه رانهان کرد در پوستین گربه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth