شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

بخش ۴۴ - حکایت

بخش سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی روز و شب مست بود از مدامچنین بود تا عمر او شد تمام
۲
رفیقان نهادند او را به قبربر احوال او جمله گریان چو ابر
۳
کز اعمال او چون شود کار اوکه درگور گردد مددکار او
۴
یکی از رفیقان به بالین ویسوی قبر شد بهر تلقین وی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth