خلوتی با بلند اقبال
بخش ۵۲ - حکایت
بخش سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همان طایری را که خوانند بومبرآنندجمعی که مرغی است شوم
۲
شنیدم که مرغی است سعد ونکوکه میبود درخانه ها جای او
۳
بسی انس با آدمیزاد داشتدل از وحشت مردم آزاد داشت
۴
به هرخانه گسترده میشد چوخوانسر سفره بنشسته میخوردنان
صفحهٔ ۱ از ۳