شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات استگرد شکرستان مگر این جوی نبات است
۲
زین لب چه تکلم، چه تبسم، همه شیرینمانا لب شیرین تو صد کوزه نبات است
۳
یارا نرهانم زخم زلف تو دل رازان روی که شام غم تو روز نجات است
۴
جامی شب دوشین به من شیفته دادندکین باده ی نوشین ز خرابات، زکات است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth