شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف مشکین بین که برعارض پریشان کرده استروضهٔ اسلام را چون کافرستان کرده است
۲
گه تکلم گه تبسم در لبش از دلبرییک طبق شهد و شکر اندر نمکدان کرده است
۳
سرو در گل مانده است از حسرت و گل غرق خونسرو بالایم مگر رو در گلستان کرده است
۴
هیچ وقتی با اسیران، دیلم کافر نکردآن چه با من غمزه ی آن نامسلمان کرده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth