خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر استرخ قمر، بالا صنوبر، لب شکر، تن مرمر است
۲
زلف و رو، بالا و ابرو، وان بناگوش و لبشعقرب و خورشید، تیر و قوس و شیر و شکر است
۳
قامت دل کش، جمال خوش، دهان تنگ اونخل طوبی، باغ جنت، سبزه زار کوثر است
۴
خانه خالی، شمع سوزان، یار در بر، می به کفهر که را ممکن بود این عیش و نوش اسکندر است
صفحهٔ ۱ از ۲