شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم سیاه مستت با ما ببین چه ها کردبا یک نگه دل و دین از دست ما رها کرد
۲
یک بوسه خون بها کرد لعل لبش ندانمگر دشمنی به دل داشت این دوستی چرا کرد؟
۳
با هر نگاه و نازم صد بار کشت و خون ریختشیرین کجا به فرهاد این جور و این جفا کرد؟
۴
باد صبا ندانم با گل چه نکته ای گفت؟کز حسرت دهانت گل جامه را قبا کرد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth