خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرم خواندی، ستم راندی، وفا گفتی، جفا کردیتو ای ماه سمن سیما ببین با ما چهها کردی
۲
روم از سوز دل آتش زنم در هر نیستانیبه بانگ نی بگویم آنچه با این بینوا کردی
۳
وفایی! داستان گریه، من با کس نمیگفتمقلم بگرفتی از مژگان تو شرح ماجرا کردی
۴
وفایی! از زبانت مشک چین، عطر ختن ریزدمگر با خاک کوی قطب عالم آشنا کردی
صفحهٔ ۱ از ۴