شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۴

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
.........................................
۲
ای تطاول بین که از دست شب یلدا کشمای امید ناامیدان، ای پناه بی کسان
۳
نا امید و بی کسم دست من و دامان تو
۴
من نگویم آن کسم در آستانت جلوه گریا ز گستاخی سگ کوی توام خاکم به سر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth