شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی شوشتری

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چو به زلفت اسیر دام بلا شدخون شد و فارغ ز قید چون و چرا شد
۲
چند کنی جامه را حجاب تن ای گُلجامه براندام گل ز رشک قبا شد
۳
از لب عنّاب گون و خرفه ی خالتدرد دل عاشقان زار دوا شد
۴
چون زوفا ساختند خانه ی دل راوقف بتان شد از آن دمیکه بنا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth