خلوتی با سوزنی سمرقندی
شمارهٔ ۷۱ - در مدح دهقان اجل احمد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب روشن گشت و تاری شد هوا از ماه تیربی گمان خم عصیر اندر هوا انداخت تیر
۲
ریخت از شاخ درختان از نهیب تیر اوعیبه های جوشن زر آبگون بر آبگیر
۳
زاغ بگریزد ز تیرانداز چون از هر سویزاغ گرد آمد چو تیرانداز شد خم عصیر
۴
ملک باغ و بوستان بگرفت زاغ پر نعیبسرو گلبن عضب کرد از عندلیب خوش صفیر
صفحهٔ ۱ از ۹