شعر را زندگی کن
خلوتی با سوزنی سمرقندی

شمارهٔ ۱۸ - در دل ترا هواست که با من جدل کنی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از روی تو چو چشمه خورشید در حملوز زلف تو زنند شب تیره را مثل
۲
بگشای زلف تافتن اندر فتد بروزبنمای روی تا بشب اندر فتد خلل
۳
کز روی و زلف تو بزمانی هزار باراندر تو آن کند که شب و روز را بدل
۴
ای در کمند زلفک تو حلقه فریبوی در کمان ابروی تو ناوک حیل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth