شعر را زندگی کن
خلوتی با سوزنی سمرقندی

شمارهٔ ۱۵ - در وصف حال خویش

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قصه دوشینه من تا که خداوندآگاه شود می‌بسرایم سخنی چند
۲
دوشینه مرا انده آن نامده فرزندبربست به صد بند و فرو داشت به صد بند
۳
تا صبح به من خیل خیالات فرستادناآمده محمود من آن جان و جگر بند
۴
می‌رفت و می‌آمد دل من تا به گه صبحچون بانگ سگ از سیر به گرمای سمرقند
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth