خلوتی با سوزنی سمرقندی
شمارهٔ ۴۵ - لکلک بچه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا برون زد ناگهان از . . . یه سر لکلک بچهدید سر چون . . . ایه بر بال پدر لکلک بچه
۲
با سری چون . . . یه از . . . یه برون آورده سرطرفه مرغی لکلک و زان طرفهتر لکلک بچه
۳
بود همچون گوشتی کز وی گرفتی مورخوارگشت زینسان چون کلان شد مار خور لکلک بچه
۴
همچو گنجشک از تن او برگرفتی مور کورگیرد ار منقار کودک مار بر لکلک بچه
صفحهٔ ۱ از ۴