خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۹ - در منقبت امیرالمومنین علی (ع)
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهید عشق تو آید به یاد جانش و لرزدکند خیال خدنگ تو استخوانش و لرزد
۲
مریض عشق ترا تا ز درد خسته نگردداجل به بالین آید به قصد جانش و لرزد
۳
به خاک کشته خود گر کنی گذر ز ره نازز شوق زنده شود جان نانتوانش و لرزد
۴
قتیل تیغ نگاه تو از سیاست خویتنفس برون رود از قالب تپانش و لرزد
صفحهٔ ۱ از ۹