شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۳۸ - شاید در مدح میرداماد باشد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق در کام من اول زهر سودا ریختهبعد از آن ته‌جرعه بر مجنون شیدا ریخته
۲
یک سر مو بر وجودم جای نوش عیش نیستبس که زهر افعی غم بر سراپا ریخته
۳
صد چمن غلطیده در خون خزان بی‌بهارهرکجا رخسار زردم رنگ سیما ریخته
۴
صاف حسرت گشته و دردی غم در ساغرمجرعه‌ای بر خاک اگر زین سبز مینا ریخته
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth