شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۴ - وله

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لب جان‌پرورت بهین ولیعهد نوشحالت چشمان تو راهزن می‌فروش
۲
مظفری حلقه‌ات حسن فکنده به گوشتبریز آمد پدید نبیذ پنهان بنوش
۳
که این بلد را خدیو مظفرالدین شه است
۴
زین پس مانند پیش فتنه و مستی مکنبلندی قدر خویش بدل به پستی مکن
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth