شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۲ - در تهنیت عید قربان

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید قربان بود ای لعبت شوخ سپهیراست خیز از پی احرام و بنه کج کلهی
۲
وز صفا هروله آموز بدان سرو سهیرخ فرو سا به حجر تا بری از وی سیهی
۳
همچو کز نقره شود بذل سپیدی به محک
۴
ای که برد از کف ما صبر تو مفتاح فرجبه تولای تو رستیم ز تکلیف و هرج
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth