شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۴ - وله

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزه بگریخت چو گشتش مه شوال ندیمروح را صحبت ناجنس عذابی است الیم
۲
به مقامی نشوند این دو به صد حیله مقیمنی همانا رمضانست ز شوال به بیم
۳
که نپاید رمضان چون به در آید شوال
۴
رمضان گفت بعید این نه تقاضای من استخورد آئین تو ناخوردن یاسای من است
صفحهٔ ۱ از ۲۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth