خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که دیدم همه سو آن بت هرجائی راهیچ نشتاختهام معنی تنهایی را
۲
نیست مغزم دمی از نکهت زلفش خالیتا چه سرّ است نهان این سر سودائی را
۳
زاهدا دور شو از بادهپرستان که بالطبعتاب خشکی نبود مردم دریائی را
۴
تا که مشغول صفاتی، نبری راه به ذاتبگذر از عالم نی گر طلبی نائی را
صفحهٔ ۱ از ۳