شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در خواب همی خنجر جانان دیدمتشنه خوابیدم و سرچشمه حیوان دیدم
۲
چو هلالیست به خورشید جمالت ابروکه کمالش همه پیوسته به نقصان دیدم
۳
راستی از ذَقَنت عاقبتم پشت خمیدوه که از گوی تو من لطمه چوگان دیدم
۴
رُست از خاتم لعل تو خط و اگه باشکاندرین مور سر ملک سلیمان دیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth