خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۴ - در مدح امیری صاحب طرف و اظهار گله و تقاضای صله
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بزرگی که در آفاق تو را دیگر نیستوز همه عالم چون گوهر تو گوهر نیست
۲
بی جوار در تو مرد درم را زر نیستبی وجود کف تو مرغ کرم را پر نیست
۳
گر فلک خوانمت از جاه روا باشد از آنکهفت عضو تو تو را کمتر هفت اختر نیست
۴
پادشاهی تو بلاقاعده افسر و تختتخت تو جز فلک و افسر تو جز خور نیست
صفحهٔ ۱ از ۷