خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۲۱ - در مدح کسی و تقاضای پولی از او تا دستاری و عمامه ای بخرد
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خواجه که بر در تو چون نظر زنمدر حال تکیه در بر فتح و ظفر زنم
۲
واندر مدایحت چو به نظم آورم سخنگوئی گلاب «و» آب همی بر شکر زنم
۳
چون بر فلک برم سخن اندر ستودنترایت ز فخر بر سر شمس و قمر زنم
۴
وز بهر یک سخن نه ز یکی هزار باربرتر سپهر بر ز می زیرتر زنم
صفحهٔ ۱ از ۴