خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۴۳ - در تغزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل تو را است عشرت و عیش همه جهاندیگر مگرد گرد در عشق هان و هان
۲
عشق آتشی بزرگ بود و محنتی شگرفصلحی همه خصومت و سودی همه زیان
۳
ای مهر تو نبشته مرا بر کنار دلوز عشق جای کرده تو را در میان جان
۴
چون شرط کرده ای که نگوئی مرا سخنعهدی بکن که بازنگیری ز من زبان
صفحهٔ ۱ از ۳