خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۵۱ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مهر تو در میان جانمو ای نام تو بر سر زبانم
۲
تو خوب چو باغ ارغوانیمن زشت چو کشت زعفرانم
۳
از بردن نام و زلف و خالتچون نافه مشک شد دهانم
۴
شبها ز غمت همی نخسبمزین است که زرد و ناتوانم
صفحهٔ ۱ از ۳