خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۵۳ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خورشید رخ تو را غلام استبی روی تو عاشقی حرام است
۲
ماهی تو ولی ز نور رویتدر گردن آفتاب فام است
۳
چون زلف تو را گره گشایندگوئی که زمانه تیره فام است
۴
بی روی تو بامداد روشنتاریکتر از نماز شام است
صفحهٔ ۱ از ۳