شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۵۵ - در غزل است

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو شب است و روی تو روزوصل تو چو روزگار نوروز
۲
بر وصل تو «کس» نشد مظفربر دولت کس نگشت پیروز
۳
گشتست دلم چو کبک جانباززلفین تو همچو باز کین توز
۴
با زلف مگو که صید دل کنسقا بچه را شنا می آموز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth