خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۵۸ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانینه نه خطاست جانا جانی و زندگانی
۲
یار گشاده زلفی دلبند شوخ چشمیمعشوق خوبروئی؛ دلدار خوش زبانی
۳
برده سبق فراقت؛ از رنج بی نهایتبسته گرو وصالت؛ با ناز جاودانی
۴
زلف تو باشد ای بت ؛ شاهین عشق زیراخورشید باشد ای جان؛ طاوس آسمانی
صفحهٔ ۱ از ۱